التماس بارانی
-
تاریخ: 1405/5/9 ساعت: 16:06
نگذار باران هم شود حسرت برای ماآشفته گردد از سکوت آسمان صحرانامی نباشد از کبودان وخزر، هاموندر یاد لک لکها نماند ردی از دریا جنگل به قانون تبر راضی شود، مظلومرنگ سیاه غم نشیند بر رخ افرامانند ورکانه که دست آویز آتش شداز درد سنگینش جهانی رفته در اغمانگذار رودی گم کند روزی امیدش رالبریز باشد تلخه رود ...
سپاه تردید
-
تاریخ: 1405/5/9 ساعت: 16:06
امروز سپاه عشق و تردید در وسعت دل قیام کردندآرامش وخواب وخنده ها را بر ثانیه ها حرام کردنددرجنگ میان این دو ماندم سردرگم وخسته و پریشاندلتنگی و غم چه ظالمانه احوال مرا به کام کردنددر سینه ی عاشقم چه دارم جز خرمن خوشه های احساسکین گونه کمال دشمنی را درحق دلم تمام کردندیک گوشه نشسته شک رجز خوان یک گوش...
درد وطن
-
تاریخ: 1405/5/9 ساعت: 16:06
دنیا عزادار وطن گشت و تو بی رگدلشادی از کشتار فرزندان ایرانمسروری از دلشوره ی هم میهنانتاز آتشی کفتاده در دامان ایرانایران که در قلب جهانی می درخشدایران که نامش هم دلیل افتخار استایران نماد عشق و ایمان و شجاعتایران که هر قلبی برایش بی قرار استدنیا دلش از قصه ی ما غصه دارستاما تو انگاری شدی همدست جان...
کافه ی شعر☕️
-
تاریخ: 1405/5/9 ساعت: 16:06
من زبان باز ترین شاعر دنیا شده اممن خبرسازترین عاشق اینجا شده امبس که عمری تو نبودی و سرودم از عشقبس که در قابِ خیالی الکی ما شده امبی وفایی مد این دوره شد و من ماندمگرچه بازیچه ی هر لحظه ی غم ها شده امهیچ کس آدم این قصه نشد بعد ازتوبی گنه وارث بدنامی حوا شده امسیب ناخورده شدم شهره ی بازار هوسمن که ...
❤️نیرنگ عشق❤️
-
تاریخ: 1405/5/9 ساعت: 16:06
من به نیرنگ تو ای عشق گرفتار شدمساده بازیچه ات ای وحشی خونخوار شدماز همان روز که چشمم به جهان زد لبخندهمسفر با تو در این قصه ی غمبار شدمقسمتم حسرت ودلتنگی و بی تابی شدبا غم و غربت ودلشوره فقط یار شدمبس که این فاصله بر جان ودلم زخم نوشتساختم باقفس و خسته و بیمار شدمدل من چشمه ی سر ریز محبتها بودپس چر...
✍️گفتگویی شاعرانه با قلم✍️
-
تاریخ: 1405/5/9 ساعت: 16:06
قلمم عادل باشدر زمانه ای کهقاضی ها فراواننداما ترازوها نامرد!تو دقیق وزن کن زخم های مردم ر!فریاد بزن عدل را!قلمم صادق باشدر زمانه ای کهتریبونهااز هم سبقت می گیرنددر کشتن راستیو حقیقتهر نفس شلاق می خورددر زندانهای مخوف نژاد پرستی!در قفس باورهای کپک زده ایکه نمی خواهندنگاهشان را عوض کنندبر اندوه بزرگ ...
تبر درد
-
تاریخ: 1405/5/9 ساعت: 16:06
رفته از قلب زمین عاطفه دلداری نیستدست یاری مطلب چون که دگر یاری نیستدشت احساس جهان زرد شده پژمردهچشمه ی پاک صفا در همه جا جاری نیستتکیه بر شانه ی نا اهل کنی می افتیجز خودت هیچ کسی اهل نگهداری نیست!هرکه از غیر محبت طلبد می بازدمرده مجنون وفا لیلی غمخواری نیستمثل فرهاد فقط در دل افسانه بجویهر زبان لاف...
غبارغم
-
تاریخ: 1405/5/9 ساعت: 16:06
نگذار احساسم غبار غم بگیرددر دخمه ی شک باورم ماتم بگیردنگذار ابر تیره ای در دل برقصدبارانی از دلشوره ها نم نم بگیرد!کابوس دلتنگی ببلعد زندگی رااز من خیال بودنت را هم بگیردنگذار اشعارم به درد آلوده گرددبغضی گلوی واژه را هر دم بگیردبانوی عاشق پیشه ی شعرم پریشانتنهایی اش را در بغل محکم بگیردبرتن کند پی...
عمو دروغ باف ۱
-
تاریخ: 1405/5/9 ساعت: 16:06
تو هم بتکانابرهای سیاه کینه راهر جور که دلت می خواهد!خالی کنبمبهای دستپاچه ی خشمت رابر سر این دشت بلاچشیدهخیالی نیست!ایران بارها خم شده اما قوی تر بر خاسته!این خاکریشه در عشق داردو عشقهمیشه بر نفرت پیروز بوده!عمو دروغ بافتو به انبوه جنگنده های مدرنت می نازیوما به بزرگی خدایمانمگر می شودپناهت خدا با...
آغوش خدا
-
تاریخ: 1403/5/21 ساعت: 15:44
رها ازبندهرچه تاریکیبه خورشید آغوش توپناهنده می شومرها ازقفس غمهای تکراریکنار تو غرق اقیانوس خنده می شوممرا رهانکن ای شمس آرامشکه بی تو زندگی امکاغذی در باد است!✍️ جمیله_ عجم Adblock test (Why?)
انسانیت پَر
-
تاریخ: 1403/5/16 ساعت: 12:55
وچه خوش خیال بودشاعری که میگفت(بنی آدم اعضای یکدیگرند!)اینجا فرزندان حواپیکرانسانیت را می درندوسرمست ازهنرنمایی خودبی خیال به تماشایمرگ زندگی می نشینند!✍️ جمیله_ عجم Adblock test (Why?)
باران کجا می پلکی؟!
-
تاریخ: 1403/5/5 ساعت: 4:44
کجا می پلکی بارانبیا و براکو را دوبارهبا نگاهی غرق زیبایی وبرکت کنبیاباران ودریاشوکه ازحجم عطشآتش گرفته قلب این آبادیبیابارانکه شاعرهمپریشان می شود وقتیکه قهراست آسمان وقصدخندیدن ندارد!✍️ جمیله عجم
چقدرنازمی کنی باران؟
-
تاریخ: 1403/5/5 ساعت: 4:44
باران ببارکه این کوه دلش بدجور شورمی زندبرای شقایقهای تشنهبرای لاله ها ی رنگ پریدهزانوی غم بغل گرفته تیرماهیشبیه مادرکه نگران شکوفه های قشنگ گیلاس استباران ببارکه این دشتدلواپس ریواس ها شدهشبیه پدرکه می ترسد ازمرگ ناگهانی گندمزار!باران ببارچقدرنازمی کنیمگر قاصدکها برایتخبرنیاورده اندازداغ کوچه باغها...
الهی شکر
-
تاریخ: 1403/5/5 ساعت: 4:44
نان دلم راسالها خوردم، الهی شکرحتی اگرگاهی کم آوردم الهی شکرمانندباران بی کلک باریدم اما خودمثل گلی آهسته پژمردم الهی شکرحتی اگررنجاندنم اصلا ملالی نیستتنهاشدم هرلحظه افسردم الهی شکرباکی ندارم ازحدیث کوچه ی شیطانباحرفشان کردند اگرخردم ،الهی شکرجنس دلم ناب است وکم پیدا دراین عالمدنیا اگر گاهی هم آزرد...
بازیچه
-
تاریخ: 1403/4/10 ساعت: 14:55
بادل دیوانه خویم هرچه خواهی می کنیدرغزل آبادشعرم پادشاهی می کنی لحظه ای برخوان شادی می کنی مهمان مرالحظه ای تا خانه ی دلشوره راهی می کنیبا جهان درصلحی وباقلب من دشمن شدیدروجودم جنگهای گاه گاهی میکنی درمسیرروشن عشق تومجنون گشته امدلخوشم وقتی به این لیلا نگاهی می کنیبس که می دارم تورا مانندجان خودعزیز...
رزهای عاشق
-
تاریخ: 1403/4/10 ساعت: 14:55
فاصله بدجور حسودم کردهآنقدر که گاهی حتیحسادت می کنمبه رزهای قرمزیکه ازگلفروشی ها بیرون می زنندباخودم فکر می گنماین گلهای عاشققراراست کدام دستهارابه هم پیونددهدکدام لبهارابه هم برساندکدام زن را لیلا کندکدام مردرامجنون ! Adblock test (Why?)
دشت زیتون
-
تاریخ: 1403/4/10 ساعت: 14:55
دشت زیتون رابه غم آلوده کرددستهای وحشی نامهربانمیشودتکرارهردم کربلاپیش چشم بی خیال این جهاندست قدرت می زندبرپشت ظلمشیرترهی میشود، خون می خوردافتخارش می شود کودک کشیآبرو ازنسل آدم می برد زندگی دربندذلت مردگی استپس چرا خاموش می مانیم وکرهرکه برلب مهر خاموشی زدهمی کند همدستی ابلیس شراهل عالم چرت خرگوشی...
طعم تلخ دلتنگی
-
تاریخ: 1403/2/3 ساعت: 20:52
ازعاشقی باطعمِ دلتنگی وغم سیرم.ازقصه ی تکراری پاییز دلگیرمازاینکه بادلشوره ها کشتی بگیرم هِیازاینکه تنهادرخیال مبهمی گیرمازرقصِ غمگین قلم درشعردردآلودازاینکه داردمی کنداین فاصله پیرمهربرگِ تقویمِ دلم آبستن زخمی استفصلی ملال آورشده تصویرتقدیرمجامانده ام ازکاروان شادمانیهااززندگی شد تلخی واندوه تفسیرم...
ابرهای غرغرو
-
تاریخ: 1402/10/27 ساعت: 17:04
ابرهاهم امروزفقط غُرغُرمی کنندشبیه زنی که هورمن هایش بهم ریخته!ومدام بهانه می گیردونق می زند!بباربارانچقدرنازمی کنی ببارشایدکمی شسته شودزخمهای متعفن این سیاره ی نفرین شدهاینجا روزهاستزندگی فقط دردمی زایدمثل زن مظلوم همسایهکه پشت سرهم دختر می آوردوهیچ کس برایش جشنی نمی گیرد!✍️#جمیله_عجم(ب.و)@kolbeyet...
بوی باروت
-
تاریخ: 1402/10/27 ساعت: 17:04
بوی باروت گرفتهپیراهن شعرمدیروزطوفان خشم چنان برگ برگ دل این شهررا لرزاندکه دیگرهیچ گاه پاک نمی شودازحافظه ی زخمی خیابان هاجنازه ی سوخته ی آزادی !وامروز دارد بازهم تکرارمی شودحکایت دیرآشنای جهل درخاورهمیشه خوارخاردردلاین غمخانه ی بی پناه خسته!ای فصل رنگ پریده بازهم قرعه ی مرگ به نام تو افتادهنه نمی ...