1 درخون این زن بود، تودیوانه ترش کردی
توباهمدستی این دل چه آسان بی سرش کردی
قفس شدآسمان وقتی غروبت راتماشاکرد
پرستویی رهابودم که بی بال وپرش کردی
بهارازباورم رفت و زمستان خودنمایی کرد
گل باغ دلت بودم چه آسان پرپرش کردی
زن شاداب شعرم رابه زندان غم افکندی
تـودرددلتنگی وحسرت فقط نام آورش کردی
برایت شعرمی بافدتوامابی خبرازاو
کنارواژه هاعمری اسیردفترش کردی
همه دنبال چشمانم ومن دنبال چشم تو
دوچشم بی پناهی که به آسانی ترش کردی
کدام آدم پریشان می شودازعشق اینگونه
جنون درخون این زن بود تودیوانه ترش کردی
برچسب:
نویسنده: ترانه اکبریپور